93 كرده باشند؟ براى ما حتى يك حديث در اين باره بيان كنيد.
در پاسخ به سؤال شما بايد گفت همانگونه كه در دانش اصول فقه نيز آمده، جواز امور متوقف بر اين نيست كه در منابع دينى دستورى مبنى بر انجام آن كار آمده باشد؛ بلكه ملاك در جواز كارى، عدم ورود نهى در آن مسئله است. در قرآن كريم اينگونه مىخوانيم:
قُلْ لاٰ أَجِدُ فِي مٰا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلىٰ طٰاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّٰهِ بِهِ (انعام: 145)
بگو در آنچه به من وحى شده است، بر خورندهاى كه آن را مىخورد هيچ حرامى نمىيابم، مگر آنكه مردار يا خونِ ريخته يا گوشت خوك باشد كه اينها همه پليدند. يا [قربانىاى كه] از روى نافرمانى، [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد.
بنابراين، به اقتضاى اين آيه و نيز روايات صحيح، هر آنچه كه به حرمت و ممنوع بودن آن تصريح نشده و نصّى در آن نيامده باشد، مباح است. پس هرچه را كه بدان امر شده، انجام مىدهيم و هرچه از آن نهى شده، انجام نمىدهيم و از انجام آن خوددارى مىكنيم. در جايى كه امر يا نهى نيامده و سكوت شده، منطقة الفراغ است و انجام آن حرام نيست و اين از قواعد دانش اصول است.
در رابطه با شبهه توسل به مردگان مىگوييم اين شبههاى بىپايه و سست است؛ زيرا شما بايد يكى از اين دو را بپذيريد: يا ادراك، آگاهى و دعا كردن اموات را انكار كنيد يا اينكه آن را بپذيريد. اگر آن را انكار