48
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللّٰهِ (قصص: 50)
و كيست گمراهتر از آنكه بىراهنمايى خدا از هوسش پيروى كند؟
وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُجٰادِلُ فِي اللّٰهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لاٰ هُدىً وَ لاٰ كِتٰابٍ مُنِيرٍ * ثٰانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ لَهُ فِي الدُّنْيٰا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ عَذٰابَ الْحَرِيقِ (حج: 8 و 9)
و از [ميان] مردم كسى است كه درباره خدا بدون هيچ دانش و بىهيچ رهنمود و كتاب روشنى، به مجادله مىپردازد؛ [آن هم] از سرِ نخوت، تا [مردم را] از راه خدا گمراه كند. در اين دنيا براى او رسوايى است، و در روز رستاخيز او را عذاب آتش سوزان مىچشانيم.
چنين آياتى فراوان هستند. آيا مىتوانيم به ظاهر اين سخن استناد كنيم كه صحيحتر از آن چيزى است كه شما بدان استناد مىكنيد و بگوييم: شما به دليل تكفير كردن مسلمانان كافر شديد؟ يا اينكه بگوييم: شما (همانند خوارج) از آن دسته هستيد كه نماز ما در مقايسه با نماز آنان ناچيز است، چون قرآن مىخوانند، اما فقط صدايى است كه از گلويشان خارج مىشود و همچون تيرى كه از كمان رها مىشود، از دين خارج شدهاند؟ يا اينكه بگوييم شما از خوارج هستيد؛ همان كسانى كه عبدالله بن عمر 1 درباره آنها گفت: «آنان به آياتى از قرآن استناد كردند كه درباره مشركان نازل شده و مسلمانان را مصداق اين آيات دانستند» يا اينكه بايد سخن ديگر ابنعمر را بازگو كنيم كه «شما اهل اسلام را كشتيد، ولى بتپرستان را رها كرديد؟» يا بگوييم: «مقصود ما تنها افراد تندخو، متعصب و جاهل است».