47 دل مىگذرد، اين سخنان كفرآلود نيستند؛ زيرا اين دلها اعتقاد دارند فقط «الله» آفريننده است و نسبت دادن اعمال به غير خداوند نيز از جهت وسيله و سبب بودن آنهاست، نه به دليل خالق بودن آنها.
اينان در مسئله توسل، ميان زنده و مرده بودن تفاوت مىگذارند. گويا كه انسان زنده مىتواند شريك خداوند باشد، اما مرده نمىتواند يا اينكه قدرت روح از جسم است، نه برعكس. اين افراد اهل منطق و برهان نيستند. صفت ناپسند خودستايى و تكبر در آنها نيز به بىمنطقى آنها افزوده مىشود. بنابراين نمىتوان با اين افراد سخن گفت. بر چه مبنايى با اين افراد گفتگو كنيم؟
اما اين سطور را براى غير آنان مىنگاريم؛ چه بسا بتوانيم اين افراد را از سمپراكنى نوشتههاى آنان ايمن كنيم. همان كسانى كه آيات قرآن را كه در شأن كفار نازل شده، بر مسلمانان منطبق مىدانند؛ در حالى كه اين جماعت اندك مسلمان، خود سزاوار تكفير هستند و به گمراهى و اشتباه نزديكترند. آيا مىپذيرند كه به آنها بگوييم شما به پيروى از پيشينيان خود، مخالف سلف صالح امت اسلامى عمل مىكنيد و به همين دليل شما را مصداق آيات زير مىدانيم:
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَيْنٰا عَلَيْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ كٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ (بقره:170)
و چون به آنان گفته شود: از آنچه خدا نازل كرده، پيروى كنيد، مىگويند: نه، بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافتهايم، پيروى مىكنيم. آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمىكرده و به راه صواب نمىرفتهاند [باز هم در خور پيروى هستند]؟