43 است. ما هرگز انسانهاى عاقل و خردمند را مخاطب اين سخنان نمىدانيم. اگر پيش از اين نيز برخلاف اين رويه مطلبى نگاشته شده، از روى قصد نبوده است.
وَجُرمٌ جرهُ سُفهاءُ قَومٍ
فَحلَّ بغيرِ جانيه البلاء 1
اين افراد سفيه گمان بردهاند كه با سفاهت خود مىتوانند حق و اهلحق را از بين ببرند؛ حال آنكه كارهاى اشتباه آنها فقط موجب بيشتر شدن فرومايگىشان نزد ما مىشود و كارهاى آنها براى ما بىارزش است. ما در سخن خود با اشارهها و نشانههاى فراوانى، منظور خود را بيان كرديم، اما آنان درك نكردند كه ما چه مىگوييم؛ هرچند به گمان خويش در آنچه مىنويسند به استادى رسيدهاند:
إنَّ العصافير لَمّا قامَ قائِمُها
تَوَهَّمت أنَّها صارتْ شَواهينا 2
البته انصاف ايجاب مىكند اين نكته را يادآور شوم كه از سوى اهل مكه نامهاى با امضاى «الف. دال» براى من ارسال شده كه نويسنده در آن با رعايت ادب و به دور از بدزبانى، به نظرات ما اشكالهايى وارد كرده است. شايد اين نامه را منتشر كرده و براى بيان حقيقت و ابطال آراى نادرست، بر اين نامه تعليقه بنويسيم.
ورود به بحث
خواننده گرامى بايد توجه داشته باشد كه گاه يك «عمل» به