14 مىكرد، و خدا بهترين تدبيركنندگان است». (انفال:30)
دشمنان براى رسيدن به خواستههاى خود ميان پيروان مذاهب ديگر و ميان مقلدان و برخى از مجتهدان دوران كنونى يا ديگر دورانها فرقى نمىگذارند؛ چنانكه صوفىها با سلفىها، اشاعره با ماتريدىها و پيروان موسوم به اهل حديث براى آنان فرقى ندارند؛ [بلكه هدف آنان نابودى مسلمانان است.]
4. توسل به پيامبر(ص) و صالحان، نه در دوران پيامبر(ص) و نه در دوران صحابه و تابعين - كه به فرموده پيامبر(ص) بهترين زمانه بود - انكار نشد. پس اين سخن كه انكار اين امر، در دورههاى بعد، به ويژه قرن هفتم بدعت است، سخنى دور از حقيقت نيست.
«ابنتيميه»، از دانشمندان قرن هفتم، براى اولين بار موضوع توسل فرد نابينايى به پيامبر(ص) را مطرح كرد. ابنتيميه ادعا كرد كه اين توسل در واقع توسل به دعاى پيامبر(ص) بوده است. در نتيجه توسل به ايشان در زمان حياتش جايز است. ابنتيميه در جاى ديگر، توسل به دعاى پيامبر(ص) پس از وفات ايشان را نيز جايز مىداند. اين دانشمند سده هفتم هجرى همچنين ادعا مىكند كه توسل عمر به عباس توسل به دعاى عباس بود، نه به ذات اين صحابى. در ادامه مىگويد: اين نظر [به حقيقت] بسيار نزديك است؛ توسل، امرى فرعى است؛ به اين معنا كه از اصول اعتقادى نيست؛ بلكه حكم توسل مكروه يا مباح است. 1 بر اين اساس كسى كه به توسل اعتقاد دارد، نبايد سرزنش شود يا گمراه و زنديق