12 به دانش و فهم و رأى مخالف، امرى شايسته است. اما وظيفه عوام اين است كه با معيارهاى صداقت، دانش و اخلاص از دانشمندان پيروى كنند. در نتيجه، آنان ادب اختلاف را از بزرگان و هدايت آنان فرا مىگيرند. البته اگر در اين راه كسى بيماردل بود، دانشمندان بايد از وى روى بگردانند و او را از محافل خود بيرون كنند؛ همانگونه كه قاضى ابويوسف، وقتى شنيد كه بِشر مريسى معتقد به خلق [آفرينش] قرآن است، وى را طرد كرد.
2. داورى در مسائل فرعى، كه پشتوانه آنها را ادله ظنّى تشكيل مىدهد، بر عهدۀ دانشمندان است؛ پس زمينه داورى مردم درباره ادلّه وجود ندارد. بنابر اين در اين موضوعات نمىتوان به گفتههاى غير دانشمندان مراجعه كرد- هرچند اين افراد شهرت فراوان داشته باشند و با القاب بزرگ از آنان ياد شود - بلكه بايد به فهم دانشمندان و آراى آنها احترام گذاشت. اين احترام تا زمانى است كه دانشمندان بر پايه اصول اسلامى و ادلّۀ اجماعى اهلسنت، يعنى «قرآن، سنت، اجماع و قياس» نظر بدهند، يا اينكه نظر آنان بر پايه ادله اختلافى مانند: استحسان، استصحاب، مصالح مرسله، گفتار صحابه و «شرع من قبلنا» باشد.
وظيفه مردم اين است كه خوشگمان باشند و ادب را رعايت كنند. آنان بايد از دانشمندان بپرسند و دانشمندان نيز بايد مسائل را به مردم بياموزند.
از سوى ديگر، مردم با احترام به دانشمندان و خوشگمانى نسبت به