11 شناخته مىشدند، وجود داشته است. منظور از سلف كسانى است كه در سه قرن اول هجرى زيستهاند و پيامبر(ص) نيز درباره آن دوران فرمود:
بهترين دوران، زمانى است كه من در آن زندگى مىكنم، و سپس قرن بعدى و بعد از آن قرن بعدى. اما پس از اين سه قرن، اقوامى مىآيند كه شهادت يكى از آنها بر سوگندش پيشى مىگيرد و سوگندش بر شهادتش مقدم شمرده مىشود. 1
اما اين اختلاف هرگز آنان را به درگيرى و كشتار يكديگر يا متهم ساختن همديگر به كفر و گمراهى سوق نمىداد.
ترديدى نيست كه اين اختلاف در مسائل فرعى و بر پايه ادله ظنى يا دلايل متعارض با يكديگر بر اين قاعده استوار است كه سخن ما درست است و احتمال اشتباه بودنش نيز هست. سخن ديگران نيز اشتباه است، اما درستى آن سخن نيز احتمال دارد. از ديگر سوى، اين اختلاف هرگز در مسائل اعتقادى و عملى، مبتنى بر ادله قطعى نيست كه داخل در قاعده هدايت و ضلالت مىشود.
بسيارى از اختلافات كنونى ميان برخى از اهل سنت، بر سر مسائل فرعى است. پشتوانه اين مسائل فرعى نيز دليل ظنّى يا ادلهاى است كه دلالت آنها ظنّى است. پس آراى موجود يا اشتباه يا درست هستند؛ اما سخن از حق بودن يك رأى و باطل بودن آراى ديگر مطرح نيست.
بنابراين تا زمانى كه آراى مختلف مبتنى بر دليل و روايات است، حفظ ادب گفتار و بحث ميان دانشمندان، بر پايه خوشگمانى، احترام