105 آنان موجب قطع ارتباط انيس با مونس مىشود يا اينكه ادعايى واهى و فريبنده است، از گوينده اين سخن مىپرسيم چرا همين سخن را درباره ارتباط با انسانهاى زنده نمىگوييد؟ مگر نه اينكه انس با خداوند، بهتر از درخواست كردن از انسانهاى زنده است؟ آيا شما معتقديد كه انس با خداوند، فقط بهتر از ارتباط با مردگان است، نه انسانهاى زنده؟
در سخن اين پرسشكننده، سخنان مغالطهآميزى آمده است. وى مىگويد: ما نمىدانيم كه فرد با چه حالى [مؤمن يا كافر] مرده است؟ اين بدگمانى به مسلمانان و چه بسا بدگمانى نسبت به خداوند است. توجه پرسشكننده را به روايتى جلب مىكنيم كه در آن آمده است: اگر كسى بر رويهاى زندگى كند، بر همان امر مىميرد. اين سنت غالب خداوند است. موارد ديگر استثنا هستند، نه قاعده. به همين دليل به موجب حكمت الهى نبايد به اين موارد نادر قياس شود.
وانگهى! بسيارى از امور بر پايه ظنّ هستند. حتى امور شرعى و احكام فقهى بر پايه ظنّ بنا شدهاند. تعامل ما با مردگان نيز بر همين اساس است. ما بايد آنها را غسل و كفن كنيم و در قبرستان مسلمانان دفن نماييم. اما اين كارها و حتى ارث بردن از آنان و ... همه نه بر پايه يقين، بلكه بر اساس ظن صورت مىگيرد. بنابراين هيچ كس در اين امور به دنبال يافتن يقين نيست؛ يعنى همان چيزى كه پرسشكننده به دنبال آن است.
وظيفه ماست كه اگر كسى در دنيا زندگى خود را با خير و صلاح همراه ساخته، پس از مرگ نيز او را از اهل خير و صلاح بدانيم. ما اجازه