66 زمان فوت مالك، او بيش از پانزده سال داشت؛ حال آنكه آنان در مسند امام خود، روايت يك كودك پنج ساله را مىپذيرند. 1همانگونه كه «خطيب بغدادى» در تاريخ خود مىگويد: «يعقوب بناسحاق» بىاشكال است. 2«ابوالحسن عبدالله بن محمد بن منتاب» از برجستهترين اصحاب اسماعيل قاضى بود كه مقتدر او را در حدود سال سيصد هجرى به سمت قاضى مدينه منوره منصوب كرد. او غير ثقه نبود؛ بلكه از برجستهترين دانشمندانى بود كه مىتوانست قضاوت مدينه منوره را در آن زمان بر عهده گيرد.
«محمد بن احمد بن فرج» از همنشينان و صحابى او بوده است. «سمعانى» در «النساب» به هنگام بيان الجزايرى، او را توثيق كرده است. «ابناثير» نيز در «اللباب» توثيق او را امضا كرده است.
«ابوالحسن فهرى» ثقه و اهل ثبت است. «ذهبى» در «العبر» شرح حال او را بيان كرده است.
«ابندلهاث» از شيوخ ثقه «ابنعبدالبرّ» مىباشد. «ابنبشكوال» شرح حال او را در «صله» 3 آورده است. ابنعبدالهادى از پذيرش اين روايت خوددارى مىكند؛ زيرا وى شذوذات خود ابنتيميه را فقط مىفهمد و