55
خاطرم وقتى هوس كردى كه بيند چيزها
تا تو را ديدم نكردم جز به ديدارت هوس
اگر كسى به اين مرحله برسد، بايد بگوييم به مخفى تر از سرّ در امر احرام رسيده است. حافظ مىگويد:
از در خويش خدا را به بهشتم مفرست
كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس
حضرت امير(ع) فرمود:
«الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لاطمعا فى جنتك بل وجدتك اهلا للعباده فعبدتك، نه به خاطر بهشت تو را عبادت مىكنم و نه به خاطر ترس از جهنم. من خودت را مىخواهم هيچ چيز ديگر نمىخواهم». اگر كسى به اين مرحله رسيد، به عمق واقعى احرام رسيده است.
« احرم من كل شى يمنعك عن ذكر الله ». پس نبايد هيچ چيزى تو را از توجه به خدا باز دارد. راجع به تلبيه همان طور كه گفتيم براى خود حضرت هم سخت بود كه لبيك را بگويد. مىفرمايد:
« لب بمعنا اجابه صادقه خالصه زاكيه لله فى دعوتك » يعنى اين اجابت، اجابت صادقانه و مخلصانه باشد. بعد از صدق، خلوص است. اوّل بايد صدق وجود داشته باشد.
حضرت(ع)، اوّل صدق را ذكر مىكند يعنى صادقانه لبيك را بر زبان جارى كردن. اما ممكن است صادقانه باشد، ولى هنوز خالصانه نباشد زيرا هنوز به درجه خلوص نرسيده كه « خالصا لوجه الله » اين كلمه را بگويد، بدون اين كه هيچ چيزى جز خداوند را مد نظر نداشته باشد.
« اجابه صادقة خالصة زاكية » كه بعد از صدق و خلوص، زاكيه بودن و پاك بودن را مطرح مىفرمايد. زاكيه بودن از خالص بودن يك درجه بالاتر است و اگر شخص در حال تلبيه