51چند فلسفه آن را ندانيم، ولى دانستن فلسفه به ما كمك مىكند كه ما علاوه بر آثار قهرى از آثار ويژهاى برخوردار شويم و پرداختن به فلسفه حكم مجال دارد، اما اين كه به دانش مستقلى تبديل شود به نظر من امكان پذير نيست. به صورت جزئى ممكن است به فلسفه احكام پى ببريم، اما خيلى چيزها امكان دارد در پرده ابهام بماند؛ مثلاً در مورد حج، شايد بتوانيم از طريق عقل و تجربه و كشف و شهود به بعضى از اسرار پى ببريم، اما اين كه بفهميم چرا طواف هفت دور است و .... براى ما قابل درك نيست.
بحث سرّ، فلسفه و... در مورد حج با هم تفاوتهاى جزئى دارند و بخشى از نكاتى كه در مورد عبادات مىگوييم مصالح و آثار تكوينى و واقعى عبادات است و بخشى از آن، علل شكل گيرى احكام است؛ مثلاً چرا در هنگام احرام، لبيك مىگوييم؟ پاسخ اين است كه ما در حقيقت، دعوت حضرت ابراهيم(ع) را كه از طرف خداوند مأمور دعوت مردم به حج بود، اجابت مىكنيم و لبيك مىگوييم و اين كه به جاى لبيك، الله اكبر و لا اله الّا الله را كه در نماز هست، نمىگوييم، يك نكته قابل تأمل است و دانستن اين اسرار مىتواند آثار عينى و واقعى در ما ايجاد كند.