41در حج، بايد با طوايف مسلمين ارتباط برقرار كرد و با استدلال صحيح به بحث و گفت و گو پرداخت. بايد به يك وحدت رسيد. اما نبايد دعوا كرد. پس حج يعنى تفاهم، كنار آمدن، عصبانى نشدن، خشن نبودن، به حرف همديگر گوش كردن. بايد محاجه كرد و حجت آورد اما نبايد دعوا كرد. لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ [بقره: 197]. اگر كسى دعوا كند، اصلاً حاجى نيست و بايد كفاره بدهد و تنبيه و مجازات شود چون حرمت خانه خدا بايد حفظ شود. حتى امام حسين (ع) به خاطر عظمت بيت الله، آن جا را ترك كرد تا بى حرمتى به اين خانه نشود. وقتى يك معصوم حرمت بيت الله را حفظ مىكند، از عظمت آن آگاه است. پس از علم تا عمل ، قصد تا انديشه، كارهاى فردى تا جمعى، كارهاى دنيوى ، عبادى همه و همه در حج هست.
اگر قصد، هدف، نيت، فكر، فرهنگ، ولايت، عصمت و امامت در حج نباشد، همه مثل بهائم دور مىزنند. لذا اميرالمؤمنين مىفرمايد:
« يردون كورود البهائم ». دو نوع حج وجود دارد، يكى حجّ ابراهيمى است و ديگرى كه همانند حيوانات است. مثل آنهايى كه به بهانه غذاهاى خوب، ميوههاى خوشمزه و خوش گذرانى به حج مىروند و اگر اندكى باب ميلشان نباشد زبان به اعتراض مىگشايند و از همه چيز ايراد مىگيرند.
من گمان مىكنم هزينههايى كه صرف حج مىشود، مقرون به صرفه نيست و فقط يك خيرى به دولت سعودى مىرسد. اما يك وقت ما واقعا قصد حج داريم و با فكر، فرهنگ و هدف مىخواهيم