74مقام جمعآورى و خواندن قرآن چيزى بر آن بيفزايند و يا از آن بكاهند.
به طور كلى عنايت خاص پروردگار به قرآن كريم كه از اين آيات و آيات ديگر به دست مىآيد، خود تضمينى است بر سلامت قرآن از هر نوع تحريف و تغييرى كه دستهاى ناپاك و غرض آلودى بخواهند در آن اعمال كنند، و همين عنايت خاص خداوند است كه از آستين فرزندان قرآن به درآمد و با همتى بلند قرآن را همچون جان خود عزيز داشتند و نگذاشتند كلمهاى كم و زياد شود. يك نمونه از اين اهتمام، داستان ابوذر غفارى است كه در مجلس عثمان بن عفان بر سر اثبات حرف واو در اول جمله والذين يكنزون الذهب والفضة با كعبالاحبار قاطعانه برخورد كرد.
اين در حالى است كه كتب آسمانى ديگر مانند تورات و انجيل تحريف شدهاند و دست خيانت و سودجويى در آنها بازى كرده و آنها را از اعتبار انداخته است:
مِنَ الَّذِينَ هٰادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ 1
از ميان يهود كسانى سخنان (خدا) را از جايگاه خود تحريف كنند.
وَ قَدْ كٰانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاٰمَ اللّٰهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ 2 و بودند گروهى از آنها (اهل كتاب) كه سخنان خدا را مىشنيدند سپس آن را تحريف مىكردند از پس آنكه آن را مىفهميدند و به آن آگاهى داشتند.
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتٰابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هٰذٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً 3 پس واى بر كسانى كه كتاب را با دستان خود مىنويسند، سپس مىگويند: اين از جانب خداست تا آن را به بهاى اندكى بفروشند.
بايد توجه داشت كه تورات و انجيل مانند قرآن نبودند كه خداوند آنها را حفظ كند، زيرا كه اولا اين كتابها معجزه پيامبرانشان نبودند، و ثانياً كتابى براى همه اعصار و قرون نبودند، اما قرآن، هم معجزه