115را در نزد پروردگارت ياد كن و همواره ما را به خاطر داشته باش. 1
ب: حافظ ابو عبدالله محمد بن موسى بن نعمانى در كتاب مصباح الظلام مىگويد: ابوسعيد سمعانى از على بن ابى طالب نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: بعداز سه روز كه از دفن رسول خدا گذشت، مرد باديه نشينى بر ما وارد شد. خود را بر قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) انداخت و از خاك قبر بر سر مىپاشيد و مىگفت: اى رسول خدا، گفتى و ما گفتارت را شنيديم، و نسبت به خدا و ما آگاهى دادى. به وسيله تو آگاه شديم و از جمله آنچه نازل شد، اين آيه است: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ .. و من ظلم كردم و نزد تو آمدم تا برايم استغفار نمايى. از قبر ندا داده شد: خداوند (گناهان) تو را بخشيد. 2
ج: رسول خدا به مردى ياد دادند كه چگونه دعا كند و از خدا درخواست نمايد وسپس پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را مورد خطاب قرار دهد و به آن حضرت توسل جويد و از خدا بطلبد كه شفاعت پيامبر را بپذيرد و بگويد: خدايا، من از تو درخواست مىكنم وبه تو متوجه مىشوم، به وسيله پيامبرت محمد ،پيامبر رحمت، اى محمد، اى رسول خدا من درباره حاجتم به وسيله تو به پروردگارم متوسل مىشوم تا حاجتم را برآورده بفرمايى. خدايا، شفاعت او را درباره من بپذير . 3
د: بخارى در صحيح خود نقل مىكند كه عمر بن خطاب در مواقع قحطى به عباس بن عبدالمطلب متوسل مىگرديد و مىگفت: خدايا، ما در گذشته به پيامبرت متوسل مىشديم و ما را سيراب مىكردى، اكنون به عموى پيامبرت متوسل مىشويم، پس ما را سيراب كن، (و در اين هنگام باران ريزش مىكرد) و سيراب مىشدند. 4
ه- : منصور عباسى از مالك بن انس از كيفيت زيارت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و توسل به آن حضرت سؤال كرد... به مالك گفت: اى ابا