101اين حالت خاص و به جهت مقابله با آثار منفى آن بر اسلام، مكتب اهل بيت(عليهم السلام) ضرورت نقد و بررسى علمى ميراث اسلامى را مطرح مىكند تا روايات صحيح و قابل اعتماد شناسايى شود.
اين كه روايتى در كافى، تهذيب و بحار الانوار باشد، دليل بر صحت آن و يا صحيح پنداشتن آن از سوى اين انديشمندان بزرگ نيست; زيرا مقصود آنان گردآورى حجج و ادله نبوده است، بلكه هدفشان حفظ فرهنگ شيعه از تباه شدن و نابودى بوده است. بدين جهت به راحتى مىتوان رواياتى كه دست تزوير آنها را وارد روايات اهل بيت(عليهم السلام) كرده است، پيدا نمود از اين رو منصفانه نيست كه ما به سبب وجود اين گونه اخبار، حكمى درباره شيعيان بكنيم; به خصوص كه در كتابهاى مذاهب چهار گانه اهل سنت نيز تعداد زيادى از اسرائيليات و روايات موضوع و ساختگى وجود دارد.
با مقايسه بين دو مكتب در اين مقوله، مىبينيم مكتب اهل بيت(عليهم السلام)از مصونيّت بيشترى نسبت به ورود اخبارساختگى و تحريف شده برخوردار است; زيرا هر كتاب و منبعى از منابع روايى در نزد آنان همهاش صحيح نمىباشد; بلكه همه كتابها بدون استثنا مورد تحقيق و بررسى قرار مىگيرند و حديث صحيح در نزد آنان حديثى است كه مراحل سخت و دشوار نقد و بررسى را پشت سر گذاشته باشد.
در حالى كه مذاهب چهار گانه اهل سنّت، به صحيح بودن تمام روايات صحيح بخارى و مسلم ايمان دارند; امّا اين دو كتاب، مشتمل بر روايات سست و مطالب باطل مانند تشبيه و تجسيم خداوند مىباشند و بسيارى از روايان آن به ضعف و جعل احاديث و دروغگويى مشهور مىباشند. 1
اگر بپذيريم كه بعضى از احاديث، از جهت سند و مورد اعتماد بودن راوى حجتاند، چنانچه متن آنها مخالفت قطعى با قرآن كريم داشته باشد (مانند غلو) و يا بتوان براى آن توجيه صحيحى