76براى انس با دوست مهيا نكرده، گويا در خانۀ خويش نشسته است، حتى اين غيبت از آن غيبت بالاتر است و كسى كه در خانۀ خود نشسته و حضور دارد، گويا مُحرم است و مكى. اگر در احرام حضور يابد، حضورش كامل گشته در محضر حق باريافته است. اگر مجاهد طريقت حق هجرت كرده باشد، جهادش علت شهود او گشته، احرام حضور بسته است؛ از اين رو غرض احرام، حضور در محضر ربوبى و باريافتن در پيشگاه مالك عالم است. سالك حاضر به هنگام احرام محو مىشود، او بهت زده، متحير در وجدها و جذبهها مىگردد. اين بهت و تحير، گاهى سبب خاموشى انسان مىشود.
نه) تشبيه خدا
در احرام انسان از كارهايى بازداشته شده است، احرام تحريم و توقيف است، احرام منع و دورى است. خداى سبحان مُحرم را شبيه خودش قرار داده است. 1 او فرد فريد است و محرم هم از ديگران متمايز و منفرد. خداى تعالى وصفى دارد «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» ؛ 2 او از خود هر گونه همانندى را نفى كرده است در عين حال كه او تجلى و ظهورى دارد. محرم مظهر اين اسم خداست، او هم با احرام هر گونه همانندى را نفى مىكند، لذا باريتعالى محرم را به خود تشبيه نموده است.
ده) سفر معنوى
آنانكه قصد حج كردهاند سه دستهاند 3: دسته نخست به دنبال حجةالاسلاماند، قصد آنها اين است كه حجشان درست و سالم برگزار شود، آنها با خود توشه مىبرند تا حجى در خور و شايسته داشته باشند.
دستۀ دوم حاجيانى هستند كه سعى در قطع علقهها دارند، آنها واقعاً از وطن، اهل، عيال و دوستان مهاجرت كرده، قصد واقعى براى زيارت بيت اللّٰه و قبر نبوى دارند. آنان بيابانها را