74اين تعبير اشاره به مقام تنزيه خداست. اگر فعلى هم به انسان نسبت داده شود، در واقع از آن خداست، چنانكه هيچ وصفى لايق او نيست.
«سُبْحٰانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّٰا يَصِفُونَ » ؛ 1«پروردگارت در عزت و بلندى از آنچه وصف مىكنند، منزهتر است.»
خداوند منزه است و تسبيح بندگان تنزيه اوست و از اين روست كه تمامى ستايشهاى انسانى با تسبيح آغاز مىشود. احرام براى بنده نظير تنزيه براى خداست. 2 محرم، منزه است لذا بايد از امورى اجتناب كند و از آنها دورى گزيند.
هفت) جذبه
مردان الهى دو دستهاند: دستهاى نخست مىروند و سپس آنها را مىبرند و دستهاى ديگر سالكانى هستند كه نخست آنها را مىبرند، سپس خودشان مىروند. در سلوك هم رفتن وجود دارد و هم بردن، لكن سالكان را دو وضعيت است؛ بعضى رفتنشان نخست است و برخى بردنشان. رفتن، سلوك است و بردن، جذبه. برايناساس مىتوان گفت سلّاك طريق حقيقت يا سالك مجذوبند و يا مجذوب سالك. 3 گاهى در آغاز سالك بايد با پاى خود برود و در ميانۀ راه كشش و انجذابى او را فرا گرفته برود و گاهى آغاز سلوك با جذبه است. خداوند بندۀ مستعد را تا مراحلى مىكشد و مىبرد و بعد از آن او را به حال خود گذاشته، از او مىخواهد با پاى خود برود. برخى، آيات اواخر سورۀ فجر را بر سالك مجذوب منطبق كردهاند. «يٰا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ رٰاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبٰادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» ؛ 4احرام، جذبه است، كوششى به سوى رحمان است، با احرام انسان را مىبرند، جذب و انجذاب رحمانى شامل حال زائر مىشود. زائرى كه اهل سلوك بوده، هنگام ورود به مسجد و نظر به ميقات مجذوب ديدار يار مىشود. او سالك مجذوب است و اگر پيش از اين سلوكى