129گرد شمع بچرخد تا عاقبت با بال و پرى سوخته خويش را به پاى شمع افكند. زائر آتش عشقى در ضمير خود دارد و بار سفر را بسته است. از خانه، كاشانه، زن، فرزند و وطن بريده و لبيك گويان خود را تا پاى خانۀ دوست رسانده است. او آمادۀ چرخيدن است تا پروانه وار گرد شمع فروزان خانه عشق و بيت محبوب بچرخد.
زائر نقطۀ پرگار كعبه را كانون عشق قرار مىدهد تا چرخشى گرداگرد آن كند و چونان ستاره حول محور وجود حق بچرخد. او با طواف جذب مغناطيس وجود حق مىشود و شعاع محبت حق، او را بر مدار عشق مىچرخاند. طواف حركت معنوى است، طواف، سفر روحانى است، زائر در مطاف به جنبش درآمده خود را در درياى عشق الهى غرق مىكند، از خوديت تهى گشته، رنگ و بوى او مىگيرد، گرد شمع دوست چرخيده، هستى خويش را به پاى او ذوب مىكند تا آنكه ذرهاى بى مقدار گشته، چونان مولود كعبه فرياد سر دهد كه:
«هَبْنِي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِك». 1
به شمع كعبه بس پروانه ديدم
7. هفت شهر عشق
در طواف بايد هفت دور (شوط) گرد كعبه چرخيد. عدد هفت رمز و رازى دارد؛ هفت آسمان، 2 سبع المثانى قرآن، 3 هفت دريا، 4 هفت روز هفته، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف. براى هفت دور طواف وجوهى از لطايف عرفانى بيان شده است.
وجه اول) سرّ هفت دور طواف اين است كه آدمى داراى هفت اخلاق رذيله است كه گاهى