111
كه صيد را به عمد بكشد، جزاى او قربانى كردن حيوانى است همانند آنچه كشته است.»
احرام به دو قسم است 1: احرام به تن و احرام به دل. شخصى كه فقط به تن احرام بسته و مُحرم به تن شده است صيد بر او حرام است چنانكه امور ديگرى هم براى محرم تحريم شده است. اما زائرى كه با معرفت، احرامِ عرفان بسته، مُحرم دل است و چنين كسى طمع به غير خدا را بر خود حرام كرده است؛ او هرگونه طلب از غير خدا را ممنوع مىداند و خانۀ دل را در اختيار صاحبخانۀ واقعى قرار مىدهد.
نكته ديگرى در اين آيه وجود دارد 2 و آن اينكه قلب زائر صيد خداست و قلبى كه صيد خداست شايسته نيست به دنبال صيد باشد و اگر سالك حج گزار قلب خويش را متوجه غير خدا كرد، كفارهاى بر اوست و آن اينكه از اين توجه نادم باشد و تمام سعى خود را بر تداوم ياد حق بكار بندد. لذا نبايد در حين احرام دنبال حظوظ نفسانى بود. بايد تمرين رستن از شهوات كرد. محرم قصد خدا و زيارت خانۀ او كرده است، با چنين قصدى نبايد به دنبال غير او بود. آيۀ ديگرى حرمت صيد در حال احرام را بيان مىكند.
« أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعٰامُهُ مَتٰاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيّٰارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مٰا دُمْتُمْ حُرُماً وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ » ؛ 3«شكار دريايى و خوردن آن به جهت بهرهمند شدنتان از آن بر شما و مسافران حلال شده است. و شكار صحرايى تا هنگامى كه در احرام هستيد بر شما حرام شده، از خداوندى كه به نزد او گردآورده مىشويد، بترسيد.»
سرّى ذيل آيه بيان شده است، تفاوتى ميان بحر و برّ است؛ 4 آنگاه كه عبد سالك مستغرق در بحر حقايق الهى مىشود و اقيانوس هستى او را غرقۀ خود مىكند، حكم حرمت صيد ثابت مىشود؛ زيرا او محو است و فانى و سالك فانى مجاز به صيد بحر است و مىتواند از اقيانوس حقايق هر چه مىخواهد برگيرد.