83
مقدمه
در اين بخش ابتدا به تبيين ديدگاه شيعه در مسأله توحيد عبادى پرداخته و سپس به نقد و بررسى فصل اوّل از باب دوم كتاب اصول مذهب الشيعه مىپردازيم.
مهمترين مسألهاى كه موجب شده وهابيان در برابر ساير مسلمانان اعم از شيعه يا اهلسنت موضعگيرى كنند بحث از «توحيد عبادى» است، و به گفته برخى از نويسندگان اين مسأله كليد اصلى تمام اختلافات مسلمانان است. 1 دستاويز وهابيان براى مباح دانستن خون شيعيان و نسبت كفر و شرك به ديگران دادن تفسيرى است كه آنان از توحيد عبادى دارند. محمد بن عبدالوهاب حركت خود را اينگونه شروع كرد كه اسباب و مظاهر شرك همۀ بلاد اسلامى را فراگرفته است. او تفسير جديدى از «توحيد در الوهيت» ارائه مىكرد و معتقد بود كه هركس تحليل و تفسير او را از توحيد نپذيرد او كافر يا مشرك است و اكنون پيروان او نيز همينگونه عمل مىكنند. با توجه به آنچه گذشت روشن است كه اين بحث از اهميت ويژهاى برخوردار است. ما ابتدا به بيان اهميت بحث از «توحيد عبادى» و سپس به بيان آن از نظر لغت و اصطلاح پرداخته و پس از بيان جايگاه «توحيد عبادى» در اعتقادات، دليل آن و سپس شرك مقابل آن و آنگاه تنافى نداشتن توسل به اسباب با مسألهتوحيد عبادى را بيانمىكنيم. سپسبهبررسى سخنان آقاى دكتر قفارى مىپردازيم.