48نقل مىكنيم:
1- ابنحجر مىگويد: «ابنتيميه، على عليه السلام را تنقيص نموده است». 1 و در جاى ديگرى مىگويد: «ابنتيميه در برخى موارد نسبت خطا، به عمر داده و در حق على رضىاللّٰهعنه مىگويد در هفده مورد اشتباه كرده و برخلاف نصّ قرآن عمل كرده است». 2 و در جاى ديگر مىگويد: «ابنتيميه معتقد بود كه على عليه السلام براى رياست مىجنگيد نه براى ديانت، و چون در زمان طفوليت مسلمان شده بود اسلام او صحيح نبود. بهجهت همين كلمات، برخى از علما ابنتيميه را منافق دانستهاند زيرا پيامبر فرمود:
لايبغضك الاّ منافق». 3و باز مىگويد: «ابنتيميه كسى است كه خداوند او را خوار و گمراه و كور نموده است زيرا او به امثال عمر بن خطاب و على بن ابيطالب اعتراض نموده است، لذا او بدعت گذار و گمراه و گمراه كننده است. و علماى عصر او فتوى به فسق و بلكه عده زيادى فتوى به كفر او دادند. و من نمىدانم اگر على رضىاللّٰهعنه اشتباه مىكند چگونه ابنتيميه اشتباه نكرده و حق را از كجا بهدست مىآورد». 42- زاهد كوثرى گويد: «از تمام آثار ابنتيميه و هر قدمى كه برداشته بغض او نسبت به على عليه السلام آشكار است»، 5 و در جاى ديگر مىگويد: «آنقدر كه ابنتيميه در كتاب منهاج به على عليه السلام توهين كرده خوارج نيز توهين نكردند». 63- غمارى مىگويد: «انحراف و دشمنى ابنتيميه از على عليه السلام روشن است»، 7 «ابنتيميه دو بدعتى پديد آورد كه زشتتر از آنها يافت نمىشود: اولاً او قائل به قدم عالم است كه بدعتى كفرآميز مىباشد. ثانياً انحراف او از على عليه السلام ، و لذا علماى معاصرش او را