353امور مهم دينى نشود. ولى تقيه در امورى كه موجب فساد در دين شود بهنظر شيعيان جايز نيست». 1 ملاصدرا نيز فرموده است آنچه كه مربوط به اصل دين و كارهاى مهم و بزرگ است نبايد در آنها تقيه نمود مخصوصاً علماى بزرگى كه مورد توجه و اقتداى مردم هستند نبايد تقيه كنند و نيز در مسائل مربوط به جان مردم تقيه جايز نيست تنها در امورى كه جزئى هستند بهشرط آنكه خطر جانى بر خود يا نزديكان داشته باشد جايز است». 2علامه مجلسى نيز فرموده است: «تقيه براى دفع ضرر است نه براى جلب منفعت. و شرط تقيه آن است كه موجب فساد در دين يا خراب شدن نگردد و به همين جهت امام حسين عليه السلام تقيه نكرد زيرا مىدانست اگر تقيه كند دين از بين مىرود. مثلاً تقيه كردن به آنكه به جاى مسح در وضو پاهاى خود را بشويد اين تقيه موجب فساد دين نمىگردد و حكم خدا از مسلمانان پنهان نمىشود. گرچه من نديدهام كسى كه اين تفصيل را ذكر كرده باشد». 3تفصيلى را كه مرحوم مجلسى فرمود از عبارت خواجه نصير و ملاصدرا نيز بهدست مىآمد ولى ايشان نديده بوده است. امّا به هرحال تقيه چيزى است كه در قرآن كريم آمده است و شيعه نيز آن را براى حفظ دين پذيرفته است. و جالب آن است كه در كلمات و عمل وهابيان نيز تقيه وجود دارد و آن را پذيرفتهاند و در عين حال به شيعيان عيب مىگيرند. در اينجا چند نمونه از تقيه در كلمات وهابيان را ذكر مىكنيم:
الف: ابنتيميه درباره طلاق فتوىٰ داد كه سه طلاق در يك مجلس باطل است امّا وقتى در حضور سلطان او را محاكمه نمودند خلاف فتواى خود را اظهار كرده و نوشت كه من نيز همان فتوى اهلسنت مبنى بر صحت سهطلاق در يك مجلس را قبول دارم. 4