312اين غلو در اثبات صفات و كفر به خداوند است زيرا خداوند فرموده: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ 1». 2
نقد و بررسى
اين كلام كه آقاى قفارى مدعى آن است كه: «اولين كسى كه بدعت تجسيم را بين مسلمانان رواج داد افرادى از شيعه مثل هشام بن حكم بودند» صحيح نيست و حكايت از عدم اطلاع آقاى قفارى از تاريخ علم كلام دارد. زيرا هشام بن حكم متوفى سال 199 ق است در حالىكه چندين نفر از علماى اهلسنت متقدم بر هشام بن حكم عقيده به تجسيم داشتهاند كه برخى از آنها را ذكر مىكنيم:
الف: مقاتل بن سليمان متوفى سال 150 ق. است و وى اعتقاد به تجسيم داشته است و عدهاى از علماى اهلسنت و شيعه تصريح كردهاند كه مقاتل اعتقاد به تجسيم داشته است. 3ب: سفيان ثورى (ابوعبداللّٰه سفيان بن سعيد) متوفى 161 ق. وى معتقد به تجسيم و رؤيت خداوند بوده است. 4ج: عبداللّٰه بن مبارك مروزى متوفى 182 ق. 5د: سفيان بن عينية بن ميمون هلالى متوفى 198 ق. 6ه: وكيع بن جراح رواسى متوفى 197 ق. 7و اينان حتى كتاب درباره اندام و اعضاء خداوند نوشتند و حتى موى سر خداوند را