311
فصل اوّل:اعتقاد به تجسيم
آقاى قفارى مىگويد:
«شيعيان در بحث توحيد اسماء و صفات چهار نوع ضلالت دارند: 1- غلو يا تجسيم.
2- تعطيل. 3- توصيف ائمه عليهم السلام به اسماء خداوند. 4- تحريف آيات. امّا بحث اوّل: غلو در اثبات صفات يا اعتقاد به تجسيم. اولين كسى كه بدعت تجسيم را بين مسلمانان رواج داد افرادى از شيعه مثل هشام بن حكم، هشام بن سالم و يونس بن عبدالرحمان بودند. و «مقالات الاسلاميين» اشعرى نيز گفته است شيعه در ابتدا قائل به تجسيم بودند و سپس عدهاى از آنان گرايش به تعطيل پيدا كردند، سپس سخنان بغدادى را درباره هشام و عقايد او نقل كرده است و مىگويد عده زيادى از هشام بن حكم اعتقاد به تجسيم را نقل كردهاند. بنابراين اصل اعتقاد به تشبيه خداوند به خلق از يهود بوده كه به شيعه سرايت كرده زيرا تشيع جايگاه خوبى است بر هركس كه بخواهد به اسلام ضربه زند، ولى علماى شيعه از هشام بن حكم دفاع مىكنند و مىگويد دشمنان از روى عناد اين سخنان را به او نسبت دادهاند. و اين روش شيعه است كه تكذيب واقعيات مىكنند در حالىكه كسانى كه راستگوتر و موثقتر از شيعه هستند اين را از هشام نقل كردهاند. و در روايات شيعه نيز اين تجسيم وجود دارد و روايتى را نقل كرده كه عدهاى از شيعه معتقد به تجسيم بودهاند.
سپس چند روايت نقل كرده است كه ائمه شيعه عليه السلام از اعتقاد به تجسيم تبرّى مىجستهاند.
پس امامان شيعه طرفدار تنزيه بودند و بزرگان و متكلمان شيعه طرفدار تجسيم بودند و