2974- اعتدال واقعى: محىالدين ابن عربى مىگويد: «هر صورت حسى داراى يك روح معنوى است و صورت حسى آن ظاهر، و روح معنوى آن باطن است و صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى؛ به اين جهت بايد هميشه بين ظاهر و باطن جمع نمود و مقصود از عبرت نيز همين عبور از ظاهر به باطن است و آنانكه بر ظاهر جمود مىورزند، از حضرت ظاهر هرگز عبور ننموده و عبرت گرفتن را تنها به تعجب نمودن منحصر دانستهاند». 1فقهاى بزرگ معمولاً در برابر تأويل موضع منفى گرفته و باب تأويل قرآن را بستهاند، شايد بتوان گفت حق نيز با آنان است؛ زيرا مدعيان دروغگو در اينجا فراوان است و برخى براى آنكه دست برداشتن خود از ظواهر شرع را توجيه نمايند به سراغ تأويل مىروند. در عين حال بايد گفت: گرچه سوء استفاده از آن نيز فراوان بوده است، اصل تأويل حق و غير قابل انكار است.
تفسير آشكار كردن مراد و معناى الفاظ است، بويژه الفاظى كه مدلول آنها روشن نباشد. امام خمينى مىفرمايد: «به طور كلى معناى تفسير آن است كه شرح مقاصد آن كتاب را بنمايد و مهم، بيان منظور صاحب كتاب باشد. اين كتاب شريف كه به شهادت خداى تعالى كتاب هدايت و تعليم است و نور طريق انسانيت است بايد مفسّر در هر قصه از قصص آن بلكه هر آيه از آيات آن جهت اهتداء به عالم غيب و حيث راهنمايى به طريق سعادت و سلوك طريق معرفت و انسانيت را به متعلم بفهماند. مفسّر وقتى مقصد از نزول را به ما بفهماند مفسّر است؛ نه سبب نزول؛ آنطور كه در تفاسير وارد است». 2اگر معناى تفاسير همان باشد كه امام خمينى ادعا كرده است بايد گفت: «تاكنون تفسيرى براى كتاب خدا نوشته نشده است». 3 زيرا آنگونه كه امام خمينى فرموده است. فراگيرى نكتههاى بديع و بيان و وجوه اعجاز و شأن نزول آيات و زمان نزول و مكى و مدنى و اختلاف قراءات و اختلافات مفسرين و يادگيرى قصص و حكايات و اطلاع از