284اولاً مسأله وحدت وجود ربطى به مسأله حلول جزء الهى در ائمه عليهم السلام ندارد در حالىكه آقاى قفارى اينها را يكى پنداشته است. بله شيعيان هميشه صريحاً مىگويند اعتقاد به حلول خداوند در جهان يا در ائمه عليهم السلام كفر است و هركسى حلولى باشد او را كافر مىدانند.
ثانياً معناى وحدت وجود آن نيست كه وجود همه موجودات عين وجود خدا است يعنى همه خدايى. اين همان معنايى است كه جهله صوفيه از وحدت وجود بيان كردهاند.
براى تفسير صحيح وحدت وجود به منابع ذيل رجوع شود. 1ضمناً عارف ناميدن محى الدين ابن عربى نه گناه است و نه موجب كفر مىشود، هرچند كسى با عقايد او موافق نباشد.
از همه عجيبتر آن است كه آقاى قفارى با استناد به عبارتى از مرحوم نراقى درباره توكل مىگويد ايشان طرفدار وحدت وجود بوده و كافر است. مرحوم نراقى فرموده است: «توكل آن است كه انسان بگويد لافاعل الاّاللّٰه و خلقت و رزق و اعطاء و منع و سلامتى و مرض و مرگ و حيات را فقط بهدست خداوند بداند و هرچه غير خداوند است همه را مسخّر او دانسته و هيچ استقلالى بر آنها قائل نباشد. مثلاً اعتمادش بر كشتى يا بر ابر نباشد و تنها خداوند را مؤثر بداند». 2 اين كلام هيچ دلالتى بر وحدت وجود ندارد.
و اين نيز عجيب است كه اگر شيعيان بگويند: تمام امور از قبيل خلقت و رزق و اعطاء و منع و غنا و فقر و صحت و مرض و حيات و مرگ بهدست خداوند است و هيچ موجودى در اينها دخالت ندارد - آنگونه كه مرحوم نراقى فرمود - وهابيان مىگويند اين وحدت وجود شده و كفر است. و اگر بگويند بعضى از موجودات به اذن خداوند در اين امور دخالت دارند و مدبر برخى امور به اذن خداوند هستند باز وهابيان مىگويند اين شرك است!! احتمالاً تنها چيزى را كه وهابيان مىگويند شرك نيست و عين توحيد است