283ثالثاً حديثى كه آقاى قفارى از «كافى» نقل كرده است 1 ضعيف السند است. 2و احاديثى كه آقاى قفارى توسط بحار از كتاب خرائج نقل كرده است نه سند دارند و نه در متن اصلى كتاب خرائج وجود دارند. 3 بنابراين هيچكدام از اين احاديث اعتبار سندى ندارند.
رابعاً نقل حديث هرگز دليل بر اعتقاد به مضمون آن نيست.
خامساً نكته اصلى آن است كه اثبات معجزه براى ائمه عليهم السلام همانند اثبات معجزه بر انبياء عليهم السلام است و از آيات شريفه قرآن درباره حضرت مريم معلوم مىشود كه ممكن است غير پيامبران نيز معجزه داشته باشند گرچه اصطلاحاً به آن كرامت گفته مىشود. و اگر آقاى قفارى مىگويد «اين خلاف نقل و عقل و نظام جهان است» پاسخش آن است كه دليل نقلى معجزات زيادى بر غير انبياء ثابت كرده است. دليل عقلى نيز مىگويد هركس روحش قوى باشد مىتواند آنچه را ديگران در خيال خود مىآفرينند او در جهان خارج بيافريند، و نظام جهان نيز مىگويد هرچيزى احتياج به علت دارد چه آنكه اين علت طبيعى باشد يا غيرطبيعى.
سادساً روايتى كه مىفرمايد: «ما قدرت بر سود و زيان نداريم» 4 اين روايات نيز صحيح است و هرگز كوچكترين اختلافى با روايات پيشين ندارد گرچه آقاى قفارى خيال كرده با آنها تناقض دارد و اين را دليل بر دروغگويى شيعه قرار داده است. زيرا اين روايت مىگويد ما مستقلاً و از نزد خودمان هيچگونه قدرتى بر سود و زيان رساندن نداريم. و آن روايات مىگويد ائمه عليهم السلام به توسط خداى متعال قدرت بر انجام بسيارى از كارها را دارند. و هيچكس اين روايات را حمل بر تقيه ننموده است.
و امّا مسأله وحدت وجود كه آقاى قفارى آن را اينگونه معنى كرده است: «وجود همه موجودات عين وجود خداوند است».