199و امّا مسأله اولاد زنا. اولاً آنچه در حديث آمده اين بود كه در ميان كسانى كه در موقف عرفات هستند اولاد زنا وجود دارد، ولى آقاى قفارى به شيعه تهمت زده و مىگويد شيعيان هر مسلمان غير شيعى را اولاد زنا مىدانند. و از آقاى قفارى كه هر مسلمان غير وهابى را متهم به كفر و شرك مىكند اينگونه نسبت ناروا به شيعه دادن نيز بعيد نيست. و ثانياً طبق روايات شيعه اگر كسى خمس بدهكار باشد ولى خمس ندهد و با آن پول كنيزى را بخرد چنين كنيزى مشترك مىباشد زيرا 45 آن از صاحب خمس است، و وطى كردن با كنيز مشترك جايز نيست و فرزند چنين كنيزى اولاد زنا مىباشد، 1 و اين مطلب كاملاً صحيح است، ولى آيا بهنظر آقاى قفارى آيا تمام مسلمانان اولاد كنيز بوده و هيچكدام مادرشان آزاد نبوده است، و آيا تمام اين جاريهها با پول غير مخمس خريده شدهاند؟!
و امّا سخن فيض كاشانى كه امام حسين عليه السلام را باباللّٰه و حبلاللّٰه خوانده است پاسخش آن است كه قبلاً آقاى قفارى از امام خودش ابنتيميه نقل كرد كه اگر كسى اهلبيت عليهم السلام يا انبياء را واسطه بين خدا و خلق قرار دهد در تبليغ امر و نهى الهى اين توحيد است نه شرك، 2 امّا در اينجا چون آقاى قفارى سخنان قبلى خود را فراموش كرده حكم به شرك بودن آن كرده است. وقتى ما امام حسين را باب خدا و ريسمان الهى قرار مىدهيم آيا باب خداوند چيزى است در عرض خدا و تسويه با خداوند مىشود و آيا باب خدا و حبل خدا داراى مقام الوهيت و ربوبيت است و آيا اگر قرآن حبلاللّٰه است قرآن داراى مقام الوهيت و ربوبيت مىشود؟!! و آقاى قفارى اينها را شرك مىداند، آيا آقاى قفارى آيه شريفه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا 3 را شرك مىداند يا اين آيه امر به تمسك به شرك كرده است؟!.
به هرحال شيعيان سفربه حج و زيارت خانه خدا رابراى شخص مستطيع واجب مىدانند و چون حج عبادت است بايد به قصد قربت و با اخلاص انجام شود. گرچه آقاى