184نه دليلى بر وثاقت او وجود دارد و نه حتى دليلى بر مدح و حسن او. 1 و چون در اين مباحث بحث از سند زياد اهميت ندارد به بررسى سند اين دو حديث نمىپردازيم.
ثالثاً هدايت در اين دو روايت به معنى دلالت و راهنمايى و ارشاد به سوى حق است و از طرف ديگر روشن است كه هدايت همچون توفيق و علم و ... تشكيكى است و درجات و مراتب متفاوتى دارند و حديث اولى دلالت مىكند كه بالاترين مرتبه هدايت و ارشاد به حق را مردم بهوسيله غير ما نمىتوانند بهدست آورند، و حديث دوم نيز دلالت مىكند بر آنكه بالاترين درجه معرفت و شناخت خداوند بهوسيله ائمه اهلبيت براى مردم حاصل مىشود. و اين دو مطلب كاملاً صحيح است، در حالى كه آقاى قفارى آن را شرك اكبر دانسته است!!. و امّا آيه شريفه مَنْ يَهْدِ اللّٰهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً 2 دلالت مىكند كه خداوند هركس را هدايت كند او هدايت شده است ولى دلالت ندارد كه هدايت كردن خداوند مستقيماً و مباشرتاً است، بلكه اگر بهوسيله ائمه يا قرآن يا مسجد يا واعظى كسى هدايت شود اين هدايت نيز از طرف خداوند است، و لاموثر فىالوجود الااللّٰه. و ذيل آيه مىفرمايد: هركس را خداوند گمراه كند براى او راهنمايى وجود نخواهد داشت. روشن است كه هدايت ائمه عليهم السلام در طول هدايت خداوند است نه در عرض خداوند، و اين نوعى شرك است كه كسى تصور كند ممكن است خداوند اراده ضلالت كسى را داشته باشد امّا ائمه عليهم السلام آن شخص را هدايت نمايند. آيه 56 سوره قصص نيز دلالتش همينگونه است.
*
مسأله دوم: دعا با نام ائمه عليهم السلام
دعا تنها در صورتى پذيرفته مىشود كه با نام ائمه باشد.
آقاى دكتر قفارى مىگويد: