183خواندن خداوند رب العالمين باشد يعنى مستقل در تأثير و به عبارت ديگر آن واسطه را ربّ و اله بداند اين شرك است، ولى اگر آن واسطه را ممكن الوجود دانسته كه در تمام وجودش فقير و بلكه عين فقر و وابستگى به خداوند باشد و اگر او را مؤثر مىداند در جلب منفعت و دفع ضرر باز مىگويد لاموثر فىالوجود الااللّٰه و خداوند را مسبب الاسباب دانسته و نه تنها هرسببى را در نهايت مىگويد به خداوند مىرسد بلكه بگويد كه هر سببى در هر اثرى كه دارد بايد وابسته به خداوند باشد و از او مدد بگيرد چنين اعتقادى به واسطه بودن ائمه نه تنها شرك نيست بلكه عين توحيد است.
و قبلاً مفصل توضيح داده شد كه نفس خواندن ائمه عبادت كردن آنان نمىباشد بلكه خواندن اعم از عبادت است. خواندنى كه همراه با غايت خضوع و ذلت از طرف خواننده باشد و معبود را ربّ و مالك و اله بداند اين خواندن عبادت است ولى خواندنى كه همراه با اعتقاد به ربوبيت مدعو نباشد عبادت نيست و لذا خواندن ائمه با لفظ «يا اميرالمؤمنين» هرگز عبادت آن حضرت بهشمار نمىرود.
*
مسأله اوّل: هدايتى بر مردم جز بوسيله ائمه عليهم السلام نيست
آقاى قفارى دو حديث نقل كرده است كه آنان كه هدايت شدهاند تنها از طريق ائمه عليهم السلام است و هركس سراغ آنان نرود نيز به گمراهى رسيده است. سپس مىگويد:
هدايت به معنى توفيق فقط بهدست خداوند است و هدايت به معنى ارشاد به حق وظيفه انبياء عليهم السلام است و اين سخن شيعيان كه مىگويند هدايت تنها بهوسيله ائمه عليهم السلام بهدست مىآيد جرأت بر خداوند است. 1
نقد و بررسى
قبلاً گفته شد كه نفس وجود روايتى در يك كتاب روايى دليل بر صحت آن يا اعتقاد به صحت آن نيست. ثانياً روايت اوّل از جعفر بن محمد مسرور نقل شده است كه