182مستجاب نمىشود مگر آنكه خداوند را به ائمه عليهم السلام بخواند و آنان را واسطه عنداللّٰه قرار دهد.
و امّا بحث حج بهسوى مشاهد مشرفه اين را در اين فصل آقاى قفارى بسيار مفصل مطرح كرده است و ما نيز در آينده به نقد آن مىپردازيم.
آقاى قفارى مىگويد: «واسطه بودن ائمه عين دين مشركان است و انبياء عليهم السلام براى رهايى بشر از اين شرك آمدهاند. سپس به آيه شريفه وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ 1 و آيه اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ... 2 تمسك كرده و مىگويد هركس واسطهاى بين خود و خدا داشته باشد كه آنها را بخواند بالاجماع كافر است. و از ابنتيميه نقل كرده كه واسطه بودن در تبليغ امر و نهى خداوند صحيح است ولى واسطه قرار دادن در دفع ضرر و جلب منفعت از بزرگترين اقسام شرك است و اگر توبه نكند بايد كشته شود». 3پاسخ اين كلام آن است كه واسطه بودن ائمه در تبليغ امر و نهى الهى كه صحيح است و هيچ شائبهاى از شرك ندارد. و انبياء براى رهايى بشر از شرك در عبادت آمدهاند، ولى كسى امامان را پرستش نمىكند. و دو آيه شريفهاى كه آقاى قفارى به آنها استناد كرده است قبلاً بحث شد و روشن گرديد كه عبادت و پرستش بايد مخصوص خداوند باشد و توسل به ائمه عبادت كردن آنان نيست. اين آيات شريفه تنها دلالت دارند بر آنكه عبادت و خواندن خداوند بدون واسطه صحيح است همچنانكه از برخى آيات ديگر استفاده مىشود كه خواندن خداوند با واسطه قرار دادن پيامبر نيز صحيح است. و آنچه از ابنتيميه نقل شده پاسخ آن اين است كه واسطه قرار دادن در دفع ضرر و جلب منفعت فى نفسه شرك نيست بلكه چون نظام نظام اسباب و مسببات است اگر اين واسطه را كسى مستقل در تأثير بداند كه در عرض خداوند عمل مىكند يعنى «تسويه با خداوند» اين شرك است ولى اگر آنها را باذن اللّٰه موثر بداند و در طول خداوند بداند شرك نخواهد بود. پس ملاك توحيد و شرك آن است كه اگر آن خواندن همانند