176معبود و كارساز پنداشتند بخوانيد پس ببيند كه آنها نمىتوانند گزندى را از شما بردارند و نه به سوى ديگر بگردانند، آنهايى را كه مشركان، به عنوان خدايى مىخوانند خود به سوى پروردگارشان وسيله مىجويند تا كداميك به خداوند نزديكتر باشد. پس خواندن هرچيزى كه غيرخداوند است شرك است و آنها نمىتوانند آسيبى را از انسان دور كنند و اموات نيز قدرت رفع ضرر را ندارند.
پاسخ اين استدلال آن است كه اين آيه شريفه در مقام نفى وساطت بتهايى است كه كفار آنها را به عنوان «إله» و «ربّ» مىپرستند، و اين آيه به آنان پاسخ مىدهد كه معبود بايد قدرت بر نفع و ضرر داشته باشد و اين معبودهايى كه مثل بت جماد هستند و قدرت بر انجام هيچ كارى را ندارند اينها را نخوانيد چون اينها نمىتوانند «رب» باشند. و امّا در بحث توسل و استغاثه هرگز شخص مورد توسل و استغاثه پرستش نمىشود. علاوه بر آنكه اعتقادى به الوهيت و ربوبيت اولياى الهى وجود ندارد و ثانياً تمام اين استدلال وهابيان بر فرض آن است كه انسان با موت نابود شود در حالى كه قبلاً گذشت كه انبياء عليه السلام با مرگ هرگز نمىميرند بلكه زنده هستند، و وقتى زنده باشند قدرت بر انجام برخى از امور را به اذن خداوند متعال دارند، پس در حال وفات نيز كه حيات روح باقى و برقرار است بايد قدرت بر انجام برخى از كارها را به اذن الهى داشته باشند.
ه : دليل ديگر وهابيان آن است كه مىگويند آيه شريفه: وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ 1 يعنى و تو كسانى را كه در گورند نشنوانى و شبيه آن است آيه: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ 2 يعنى تو نتوانى كه مردگان را بشنوانى. دلالت دارند بر آنكه كسى كه مرده است هيچ سخنى را نمىشنود و نمىتواند پاسخ مثبت يا منفى بدهد، و چنين خواندنى كه مدعوّ قدرت بر پاسخ ندارد شرك است.
پاسخ اولاً چه دليلى بر اين كلام اقامه شده است كه اگر شخص مدعوّ و مورد توسل مرده بود و چيزى را نشنيد در اين صورت توسل به او شرك خواهد بود ولى اگر متوسل