157
توسل و استغاثه
توسل در لغت به معنى آنچه با او به ديگرى تقرّب جويند مىباشد. 1 و وسيله يعنى آنچه سبب رسيدن به چيز ديگر و تقرّب به آن است و جمع آن وسائل مىباشد و در احاديث نيز به معنى قرب به خدا بهكار رفته است. 2 و توسل به خداوند يعنى كار نيكى انجام دادن تا به وسيله آن به خداوند نزديك شود. 3در اصطلاح علم كلام و تفسير نيز هرگاه «توسل» بهكار برده مىشود به معنى «كل شىء يعتمده الانسان للوصول الى هدف يعتبر وسيلة» 4 يعنى انسان به هر چيزى كه براى رسيدن بههدفى اعتمادكند آنرا وسيله مىنامند. و مىتوان گفت توسل يعنى انسان چيزى را نزد خداوند بفرستد تا وسيله او باشد كه خداوند عمل او را مورد قبول قرار دهد. 5استغاثه يعنى كسى را به فرياد خواندن و از او كمك خواستن. در مواقع سختى ولى اگر سختى نباشد نداء هست ولى استغاثه نيست. در ادبيات عرب استغاثه از انواع نداء بوده و به معنى منادى را به يارى خواندن است. 6 كلماتى از قبيل توسل، استغاثه استعاذه، تشفّع، استعانه، تبرّك، تجوّه، جاه، توجه تقريباً مترادف بوده و به معنى آن است كه انسان وسيله نزد خداوند داشته باشد.
با توجه به آنكه نظام جهان اسباب و مسببات و علت و معلول است خداى متعال براى هر چيزى سببى قرار داده 7 و آن اسباب هرگز مستقل در تأثير نبوده بلكه همه به اذن خداوند عمل مىكنند و اراده تكوينى خداوند بر آن قرار گرفته كه مثلاً آتش سبب سوزاندن و آب سبب برودت يا اطفاء حريق باشد. از اين جهت تفاوتى بين علل و