130على بن ابراهيم قمى شخص مورد اعتمادى است امّا در انتساب اين كتاب موجود به ايشان ترديد جدى وجود دارد. 1ثانياً سند حديث در كتاب كافى اينگونه نقل شده است: «عن الحكم بن بهلول عن رجل عن ابى عبداللّٰه عليه السلام ». 2 و همانگونه كه روشن است اين سند مرسل است و هيچ اعتبارى ندارد. و اگر آقاى قفارى به «مراة العقول» مراجعه مىكرد - با آنكه اين كتاب در اختيار ايشان بوده است و به آن مراجعه نيز مىنموده است - متوجه مىشد كه علامه مجلسى صريحاً فرموده اين حديث «مجهول» است. 3 ساير كتابهاى حديثى و تفسيرى نيز يا حديث را بدون سند نقل كردهاند يا تنها با سند كتاب كافى نقل كردهاند كه مجهول است.
ثالثاً آقاى قفارى حديث را تقطيع كرده است و ذيل حديث كه شاهد برخلاف مدعاى ايشان است و صريحاً بحث از عبادت و اطاعت خداوند را دارد را حذف كرده است. ذيل حديث چنين است: «بَلِ اللّٰهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشّٰاكِرِينَ، يعنى بل اللّٰه فاعبد بالطاعة». 4رابعاً نفس وجود يك روايت در منابع روايى دليل بر اعتماد بر آن نيست و مفسران شيعه آيه فوق را تنها در مورد توحيد و شرك در عبادت قرار دادهاند. مرحوم طبرسى فرموده است: «اين آيه خطاب به پيامبر و تهديد ديگران است زيرا پيامبر معصوم از شرك است. و معنى آيه آن است كه اگر بت يا غير آن را در عبادت خداوند شريك قرار دهى در اين صورت ثوابى بر عبادتهاى تو نخواهد بود و اعمال تو حبط مىگردد ... سپس خداوند امر به توحيد در عبادت نموده و فرموده تنها عبادت تو بايد مخصوص خداوند باشد و خداوند را بر نعمتهايش شكر بگزار و تنها او را پرستش كن». 5