102شريفه ناظر به اعتقادات قوم و قبيلهاى خاص مىباشد.
ثانياً آيات شريفه سوره يونس و مؤمنون را كه وهابيان دليل بر اعتقاد مشركان به توحيد در ربوبيت قرار دادهاند دلالت روشنى بر اين مدعا ندارد و برخى از مفسران از اين آيات شريفه توحيد در ربوبيت را استفاده كردهاند و اينكه اين آيات شريفه بيان مىكند كه استدلال مشركان بر شرك در ربوبيت صحيح نيست و تنها يك مدبّر و يك ربوبيت واحد وجود دارد. 1ثالثاً از آيه شريفه «أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ» 2 استفاده مىشود كه مشركان زمان حضرت يوسف عليه السلام شرك در ربوبيت داشتهاند نه شرك در عبادت.
رابعاً از خود آيه شريفه «...إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا» 3 استفاده مىشود كه بت بهنظر مشركان نوعى فاعليت و ربوبيت دارد كه مىتواند مردم را به خداوند نزديك كند، و اين استقلال بت در فعل خود همان شرك است. پس در واقع شرك مشركان قريش اين بوده است كه «معتقد بودند كارگردانان جهان متعددند، ملائكه كارگردانان جهان هستند و اينها دختران خدا بوده و خدا چند دختر دارد و اين دختران خدا كارگردانان جهان هستند، پس مشركان عرب معتقد به اللّٰه بودند ولى شرك آنها در ربوبيت بود». 4
معنى كلمه طيبه «لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ»
ترديدى نيست كه پيامبر اكرم عليه السلام از مردم مىخواست كه به اين كلمه طيبه ايمان بياورند، و هركس آن را به زبان مىآورد آن را دليل بر ايمان او قرار مىدادند ولى آيا