97حضار پس از اين مقدمه نمىتوانستند ادعاى او را تكذيب كنند و الاّ آنها هم جزو مخالفين با مصالح عامۀ مسلمانان محسوب مىشدند!
فاطمه عليها السلام براى اينكه اين اشتباه را از خاطر مردم برطرف سازد، دوباره رشتۀ سخن را به دست گرفت و گفت:
پدرم از حكم قرآن تجاوز نكرد. شما پس از وى به او دروغ مىبنديد. مگر قرآن نمىگويد: سليمان از داود ميراث برد؟ مگر حكم ارث دختر و پسر را معين نكرده است.
ابوبكر اين اعتراض را نشنيده فرض نمود و گفت:
تو درست مىگويى، پدرت از حكم قرآن تجاوز ننمود ولى آخر اين مسلمانها رشتۀ خلافت را به گردن من انداختند و من به صلاحديد آنها كار كردم. من از خودم چيزى نياوردهام آنها گواه من هستند!
زهرا عليها السلام باز حضار را مخاطب ساخت و به آنها گفت:
شما چرا قرآن را نفهميده و چشم و گوش بسته به اين كار زشت دست زديد؟ اگر پرده بالا رفت