91خطبۀ فاطمه در اينجا پايان مىيابد. بعضى از دانشمندان عبارت را بيش از اين مقدار نوشتهاند ولى اين اندازه در كتابهاى دو تيرۀ (شيعه و سنى) موجود است كه البته در پارهاى كلمات اختلاف دارند.
در تمام اين خطبه، سخنى از حق شخصى نيست. آنجا هم كه نام فدك را به زبان مىآورد، نظرش به پامال ساختن حكم قرآن است؛ حكم ارث دختر، كه ابوبكر با حديثى كه خود گويندهاش بود مىگفت: فاطمه از پدر ارث نمىبرد چون پيغمبر گفته است: ما پيامبران ارث نمىگذاريم. فاطمه تمام فكرش متوجه تغييرى بود كه در احكام اسلام وارد مىشود. امروز حق مالكيت شخصى را نسبت به دختر پيغمبر لغو مىكنند، فردا بدعتى ديگر پديد مىشود و كم كم دشمنان دين كه منتظر فرصتاند سر برمىدارند.
اين بود هدف بزرگى كه فاطمه عليها السلام از نطق آتشين خود داشت و البته غير از او هيچكس نمىتوانست در مجمع عمومى، در حضور خليفه و طرفداران او، كه خود را براى مقاومتهاى شديدى در برابر مخالفان حاضر كرده بودند اينگونه حقايق را آشكار سازد و به مردم بگويد كه اينها اسلام را نفهميده و دين را بازيچۀ خود ساختهاند و هدفى