75گر چه داستان سقيفۀ بنى ساعده بسيار پيچيده و مبهم بوده و گفتهها و نوشتههاى گوناگون در اطراف آن به اندازهاى است كه انسان نمىتواند نظر قطعى خود را اظهار كند، ولى از مجموع آنها مىتوان نتيجه گرفت كه: پس از پايان كار سقيفه، هنگامى كه ابوبكر و عمر با حالتى پيروزمندانه مراجعت كردند، چون عجله داشتند كه كار را تمام كنند و نگذارند بچۀ نوزاد سرزا بميرد و از طرفى على عليه السلام و بنى هاشم هم نقطۀ مقابل آنها بوده و تسليم نمىشدند؛ تمام نيروى خود را در جبهۀ مخالفين متمركز نموده و مىكوشيدند به زودى كار بيعت را يكسره كنند، از اين رو به اقداماتى هم دست زدند كه از جملۀ آنها جمع هيزم و آتش زدن خانه بود و همينقدر كه ابن قتيبه و ابن عبد ربه اعتراف مىكنند كه عمر دستور داد آتش بياورند و وقتى كه طبرى مىگويد عمر بر سر آنهايى كه در خانه بودند داد زد كه اگر بيرون نياييد همۀ شما را خواهم سوخت، بايد مطلب را تا آخر خواند.
به هرحال، چون تفصيل اين فجايع خواننده را آزرده مىسازد، دنبالۀ مطلب را بريده كيفر را با خدا و قضاوت را با اهل تاريخ مىگذاريم.