60
مرگ پدر
سختترين و جانگدازترين روز در تاريخ زندگانى فاطمه، روزى است كه پدرش از دنيا رفت.
فاطمه عليها السلام اثرى را كه اين فاجعۀ بزرگ در وى گذاشت، در خطبه و اشعارش متذكر شده است.
از آن ساعت كه محمد صلى الله عليه و آله در بستر بيمارى افتاد تا هنگامى كه چشم از دنيا بست، زهرا كمتر از بالين پدر جدا مىشد.
گرفتگى و تأثر او وقتى شدت يافت، كه پدرش خبر مرگ خود را به او داد. ولى گويا محمد صلى الله عليه و آله در اين لحظه هم نمىخواست دخترش را اندوهگين و دلشكسته ببيند؛ زيرا به او مژده داد كه تو بيش از هفتاد و دو روز و نصف زنده نخواهى بود.
عايشه مىگويد: فاطمه در ايام بيمارىِ پدر، نزد وى آمد، محمد صلى الله عليه و آله آهسته به او چيزى گفت كه به گريه افتاد، باز چيز ديگرى در گوشش گفت كه خندان شد.