113
هركس شبها با خاطر آسوده به خانه برود و با خيال راحت در آغوش خانوادۀ خود قرار گيرد و شما مرا به اين حال گذاشتهايد، من هرگز به بيعت شما احتياج ندارم، استعفاى مرا بپذيريد!
مردم گفتند: خليفه! تو از همه داناترى، اگر بخواهى اينگونه كار كنى، دين پايمال و حكومت دچار ضعف مىشود. با اين سستى كه تو نشان مىدهى، كشور را به هرج و مرج خواهى انداخت. 1ابوبكر: به خدا اگر به خاطر جلوگيرى از هرج و مرج و گسستن ريسمان دين نبود، پس از آنچه از فاطمه شنيدم حاضر نبودم، يك شب بر مردم حكومت كنم. 2گويا خليفه از اين پيش آمد بسيار متأثر شده و از اينكه فاطمه دختر پيغمبر هم از وى خوشنود نبود، آزرده خاطر گرديده است، به حدّى كه حاضر شده، دست از خلافت بكشد ولى دلسوزى براى مردم و دين جلوگيرش شد و مردم نيز راضى نمىشدند ابوبكر استعفا دهد.