103شكست خورده برگشتم...
من از گفتن خوددارى نكردم و بيهوده نگفتم، ولى چهكنم كه قدرت و توانايى ندارم. كاش پيش از اين حادثه مرده بودم! در هرحال خدا عذرخواه من نزد تو است.
واى بر من، پشتيبانم مرد و بازويم خرد شد. به پدرم شكايت مىكنم به خدا تظلّم مىنمايم.
على عليه السلام دلدارىاش داد و به او گفت: در اين كنارهگيرى مصلحتى است، من از دين رو نگرداندهام و كارى را كه از دستم برآيد ترك ننمودهام. واى بر تو نيست، بر طعنه زنندههاى تو است. آنچه در آخرت براى تو آماده شده بهتر است از آنچه از تو گرفتهاند. كار را به خدا واگذار فاطمه! خدا براى من بس است، ديگر حرف نمىزنم.
* * *
عبارات بالا ترجمۀ گفتارى است كه از زبان فاطمه، هنگامِ ورودش به خانه نقل نمودهاند ولى ما به دلايلى نمىتوانيم اين مطلب را بپذيريم و معتقديم كه يا اين سخنان ابداً در ميان نبوده و يا گفتۀ دختر پيغمبر در لباس عبارت نويسنده (هركس بوده) درآمده است.
آنچه ما را در پذيرفتن اين داستان دچار ترديد مىسازد