121 و سرانجام ابن مسعود و ابىّبن كعب به استحباب آن رأى دادهاند و لذا اگر ترك شود، كفارهاى بر عهده تارك نيست و دليل آنان آيه شريفه است.
«إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ...
فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا.» 1«صفا و مروه از شعائر خداست پس كسانى كه حج خانه خدا را بجاى آوردند يا عمره مىگزارند، اگر بر آن دو كوه طواف كنند، مرتكب گناهى نشدهاند.»
مسائل سعى:
مسأله اوّل: به اتفاق جميع فقها، تعداد اشواط سعى هفت تا است و بدون ترديد، ترتيب نيز شرط است. يعنى بايد: از صفا شروع و به مروه ختم كند، كه در اين صورت يك بار حساب مىشود، و هرگاه از مروه شروع و به صفا ختم كند بار دوم محسوب مىشود. و همين طور ادامه مىدهد تا هفت شوط كامل شود.
وليكن صاحب كتابالميزان (در فقه اهل سنّت) از ابوحنيفه نقل كرده: كه وى ترتيب را شرط نمىداند، بلكه سعى كننده مىتواند از مروه شروع و به صفا ختم كند. ولى اين فتوا با روايتى كه جابر از عمل پيامبر اسلام نقل مىكند منافات دارد. جابر مىگويد:
«اَنّ النبى بَدأ بالّصفا و خَتَم بالمروة.» 2«پيامبر از صفا شروع و به مروه ختم كرد.»
مسأله دوّم: به اعتقاد جميع فقها، حقيقت سعى آنست كه بين صفا و مروه طواف كند، گرچه بر بالاى آن دو صعود نكند و دليل آنان كلام خداوند است كه فرمود:
«...فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا.» 3 و همه مفسرين نيز در ذيل آيه مىگويند: منظور اين است كه بين صفا و مروه سعى كند، و اخبار هم بر اين مطلب دلالت دارد.
مسأله سوّم: به فتواى اماميّه: نيّت كردن، در سعى معتبر است، و بايد اين نيّت، همزمان با اوّل جزء سعى، و مشتمل بر قصد قربت نيز باشد، چه اينكه: «الاعمال بالنيّات.» 4 مسأله چهارم: به اتفاق جميع فقها، زمان انجام سعى بين صفا و مروه، بعد از طواف خانه خداست. و مقدم كردن سعى بر طواف، در حال اختيار جايز نيست، بنابراين اگر حاجى از روى عمد و بدون اينكه ضرورتى پيش آمده باشد، سعى را بر طواف بيت مقدم كند، در صورتى كه در مكّه باشد