88اصحاب پراكنده شدهاند و مسلمانان طبق نظر اصحاب عمل كردهاند و اگر اكنون بخواهند طبق نظر وى عمل كنند اين خود موجب اختلاف خواهد شد.
مالك داراى پانزده شاگرد بود كه اين شاگردان در سرزمينهاى قاره آفريقا منتشر شدند و مذهب مالكى را در آفريقا شيوع دادند از جمله شاگردان وى مىتوان به اين اشخاص اشاره كرد: 1- ابو عبدالرحمان قاسم مصرى (متوفى 191 ه . ق / صاحب كتاب المدونة است كه اين نخستين كتاب مالكيان است. 2- ابومحمد عبداللّٰه بن وهب (متوفى 199 ه . ق) و 3- اشهب بن عبد العزيز قيسى وى مذهب مالكى را در مصر شيوع داد (م 204) و 4- ابو عبداللّٰه بن عبد الحكم (متوفى 214 ه . ق) و 5- سهنون عبدالسلام بن تنوهى.
مذهب مالكى در مدينه، مغرب، حجاز و آندلس منتشر شد. مصريان در زمان حيات خود مالك پذيراى اين مذهب شد.
3- شافعى: منسوب به محمد بن ادريس شافعى است متولد (سال 150 ه . ق در غزه همزمان با رحلت ابوحنيفه). مادرش وى را به وطن پدرى ايشان در مكه مىبرد و در حالى كه يتيم بوده قرآن را حفظ مىكند و در مدينه از درس مالك در حدود نُه سال استفاده كرده و جزو شاگردان وى بشمار رود. وقتى مالك در سال 179 ه . ق فوت مىكند شافعى به يمن رفته و در آنجا از فقهاى شيعه زيدى استفاده مىكنند و لذا در آنجا مىگويند كه شيعه شده و خود در شعرى مىگويد: لو كان حُبّ آل محمد رافضاً فاعلموا ايها الثقلان انا رافضى
بعلت حمايتهايى كه وى از شيعيان مىكرد وى و گروهى را دستگير مىكنند و نزد هارونالرشيد مىبرند و چيزى نمانده بود كه در اين راه جان خود را از دست بدهد.
سپس در بغداد چند سالى نزد محمد شيبانى مانده و از درس او استفاده مىكند و بنابراين هم با مكتب فقه اصحاب الحديث آشنا مىشود و هم با مكتب فقهى اصحاب الراى و هم با مذهب شيعه زيدى و در واقع فقه شافعى يك فقه ميانه و معتدل بين اين مكاتب است و لذا علت نزديكى فقه شافعى به شيعه از اينجا ناشى مىشود. شافعى به حضرت على عليه السلام علاقه زيادى داشت و هنگامى كه شخصى سائل نزد وى آمد و از