170محور و اساس پيامشان بود، كه نه تنها از نظر سياست الهى كه بر پايه توحيد و همبستگى است بلكه از نظر عرفانى و اخلاقى، فقهى و عملى، صميمانه به آن ايمان داشتند.
آنچه اغلب مصلحين جهان اسلام به مانند سيد جمالالدين اسدآبادى، و شيخ حسنالبناء و رجال تقريب و مجمع تقريب و مجمع جهانى تقريب به آن مىانديشند، تقريب يعنى نزديك شدن مذاهب اسلامى پيرامون مشتركات با حفظ مفترقات و كيان طرفين است، اما امام خمينى(ره) در سطح بالاترى مىانديشيدند و همواره مسلمانان جهان را به وحدت و اسلام ناب محمدى فرا مىخواندند و هرگز كلمه تقريب را به كار نبردند.
اين مقاله بر آنست كه به مناسبت كنگره وحدت اسلامى در سال امام خمينى(ره) با كلام امام خمينى(ره) به تفسير ديدگاه ويژه امام خمينى(ره) بپردازد. تا روشن شود كه چگونه مسلمانان مىتوانند فراتر از تقريب به سوى وحدت اسلامى گام بردارند.
1- توحيد كلمه: مقصد انبياء عليه السلام
از نظر امام خمينى(ره) يكى از مقاصد بزرگ شرايع و انبياء عظام، سلاماللّٰهعليهم، توحيد كلمه و توحيد عقيده است كه وسيله پيشرفت مقاصد بزرگ و دخيل تام در تشكيل مدينه فاضله و جلوگيرى از تعديات ظالمانه و مصلح فردى و اجتماعى است.
و اين مقصد بزرگ انجام نگيرد مگر در سايه وحدت نفوس، و اتحاد امم و الفت و اخوت و صداقت قلبى و صفاى باطنى و ظاهرى در سايه اين وحدت. افراد جامعه طورى شدند كه نوع بنى آدم تشكيل يك شخص دهند و جمعيت به منزله يك شخص باشد و افراد به منزله اعضا و اجزاى آن باشد، و تمام كوششها و سعىها حول يك مقصد بزرگ الهى و يك مهم عظيم عقلى، كه صلاح جمعيت و فرد است، چرخ زند و اگر چنين مودت و اخوتى در بين يك نوع با يك طايفه پيدا شد بر تمام طوايف و مللى كه بر اين طريقه نباشند، غلبه كند. چنانكه در اوايل طلوع اسلام، چون شمهاى از اين اتحاد و وحدت در بين مسلمين بوده، در مدت كمى چه فتوحات بزرگى كردند، در اندك زمانى