154مىخواستند كه هيچ يك از امتشان به زحمت نيفتند. 1
20- مثل يهوديان مىگويند: طلاق جز در صورت حضور شاهد واقع نمىشود. 2
* درست است كه شيعيان شرط وقوع طلاق را حضور دو شاهد عادل دانستهاند اما نه به پيروى از يهود بلكه به پيروى از قرآن كريم كه مىفرمايد: وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ . 3
و بزرگان اهل سنت مانند شيخ ابو زهره آنرا برگزيدهاند و گفتهاند براى حفظ خانواده از انحلال مناسبتر است. 4
همانطور كه ملاحظه كرديد اغلب مشتركات ذكر شده در كتاب منهاج السنه خلاف واقع است اما مىتوان مشتركاتى ميان فقه يهود يا فقه مذاهب اسلامى شيعه و سنى يافت كه دليل بر اين نيست كه مذاهب اسلامى از فقه يهود گرفته شده است بلكه دليل بر اينست كه اصل شريعت نوح، ابراهيم، موسى و عيسى، محمد (سلاماللّٰه عليهم) يكى است.
چنانكه قرآن مىفرمايد:
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مٰا وَصّٰى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ وَ مٰا وَصَّيْنٰا بِهِ إِبْرٰاهِيمَ وَ مُوسىٰ وَ عِيسىٰ . 5
(آيينى را براى شما شريعت قرار داد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم).
جاى تعجب است كه اكثر فقهاى اهل سنت مانند جمهور فقهاى حنفى و مالكى و بعضى از شافعيان و در روايت راجحى از احمد كه ابن تيميه پيرو آنست، شرايع پيشين از