110( اِثّٰاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ) 1؛ دسته دوم برعكس، آخرت گراى افراطىاند و هيچ نصيبى از دنيا ندارند. اين وضعيت در اصطلاح قرآنى رهبانيت است كه قرآن آنرا بدعت مىخواند: ( وَ رَهْبٰانِيَّةً ابْتَدَعُوهٰا ) 2؛ هر دو دسته از نظر قرآن سرزنش مىشوند. نگاه درست اين است كه انسان به دنيا بنگرد اما با نگاه عبورى و گذرا و از دنيا بهرهاى براى آخرت خويش دست و پاكند. ( وَ ابْتَغِ فِيمٰا آتٰاكَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيٰا ) 3.
بنابراين بايد به دنيا با نگاه عبرت نگريست. انسانها عابرند و دنيا معبر كه همانند رؤيا تعبير دارد. بايد چونان يوسف معبّر بود و تعبيرى درست از رؤياى دنيا كرد. دنيا محل ماندن نيست. آيا هيچ عاقلى روى پل، خانه ابدى مىسازد؟ تغيير لباس در احرام به معناى عبور از دنياست. بايد نگاهى عميق و اصيل به آخرت داشت، توجهى به آن سمت و سو كرد، از دنيا گذشت و لباس آخرت بر تن كرد. از نكات جالب قرآنى اينكه آنگاه كه سخن از نسبت دنيا و آخرت است، «دار» به معناى خانه، فقط بر آخرت اطلاق مىشود. اين امر بدين معناست كه انسانها فقط يك خانه دارند و دنيا حتى خانه مجازى هم نيست. تنها خانه انسانها در جاى ديگر است، محل