117در جاى ديگرى از اين كتاب چنين مىخوانيم:
حاكم صاحب المختصر در كتاب المنتقى نوشته است: «ابوحنيفه هيچ فردى از اهل قبله را تكفير نكرد و رازى از كرخى و غير او همين اعتقاد را حكايت كرده است». 1
طحاوى در اينباره مىگويد: «ما هيچيك از اهل قبله را به سبب گناهش، مادامى كه آن را حلال نشمارد، تكفير نمىكنيم». 2
ابن قدامه مقدسى در كتاب لمعة الاعتقاد چنين نوشته است:
ما به ورود هيچ يك از اهل قبله به بهشت يا جهنم، جزم نداريم، مگر آنانى را كه پيامبر خدا(ص) اهل بهشت يا جهنم معرفى كرده است. براى نيكوكاران از اهل قبله، اميد خوبى داريم و از عاقبت گناهكاران ترسانيم و هيچيك از اهل قبله را به سبب گناهى كه مرتكب شدهاند، تكفير نمىكنيم و او را به سبب عملش از اسلام خارج نمىدانيم. 3
ابن عساكر در كتاب تبيين كذب المفترى رواياتى را نقل مىكند كه مفادش عدم جواز تكفير مسلمانان است كه در اينجا به سه روايت اشاره مىكنيم:
ابن عساكر روايتى را با سند خود از نافع نقل مىكند كه مردى به عبداللهبن عمر گفت: «همسايهاى دارم كه مرا به شرك متهم مىكند». عبدالله به او گفت: بگو: «لا اله الا الله تا او را تكذيب كرده باشى».
ابن عساكر از «سواربن شبيب اعرجى» نقل مىكند كه نزد عبدالله بن