133در دعاى عرفه، تو چه گفتى، تو چه خواندى كه هنوز
تب عرفان تو در پهنۀ اين دشت، بجاست؟!
پهندشت عرفات
وادى «معرفت» است،
و به «مشعر» وصل است
وادى شور و شعور.
دشت، از نام تو عرفان دارد
و شب از ياد تو عطرآگين است
آسمان رنگ خدايى دارد
و تو گويى به زمين نزديك است.
اى حسين! .. اى زلال ايمان، مرد عرفان و سلاح!
در دعاى عرفه،
تو چه خواندى، تو چه گفتى، كامروز
زير هر خيمۀ گرم
يا كه در سايۀ هر سنگ بزرگ
يا كه در دامن كوه
حاجيان گريانند
با تو در نغمه و در زمزمهاند؟ ...
آنچه در اين صحرا واجب است، صِرف وقوف و درنگ است و اگر با عبادت و دعا بگذرد، چه بهتر. مسجد بزرگ «نمِره» به وسعتِ 14000 متر مربع، در يك سمت عرفات، دهها هزار حاجى