120همۀ عوامل و دست اندركاران، آگاهى، دلسوزى و تعهّد لازم را دارند؟ آيا همۀ زائران، كنگره بودنِ حج و بعد سياسى آن را پذيرفتهاند تا در طول سفر، از راه ارتباط با مسلمانان ديگر به همدلى و همراهى برسند؟ آيا خود زائران ما به اندازۀ كافى توجيه شدهاند تا در برخوردها، ديگران را هم توجيه كنند؟ آيا به شكل كار بيشتر اهميّت مىدهيم يا به جوهرۀ عمل و محتواى كار؟ چه اندازه توانستهايم فرهنگ انقلاب و تفكّر نابِ شيعى و انديشههاى امام امّت را به ديگران منتقل كنيم؟ آيا به اندازۀ لازم، كار فرهنگى و فكرى روى خود زائران انجام مىگيرد تا به دعوت ديگر ملّيتها و مذاهب و مكاتب بپردازيم؟
اميد است پاسخ اين سؤالها مثبت باشد و اگر نيست، در آيندۀ نزديك تحقّق يابد.
البته قشرى كه زائران ما را تشكيل مىدهد، درصد بالايى روستايى، بيسواد و سالخوردهاند. چارهاى هم نيست، چون فريضۀ دينىشان را انجام مىدهند و نمىتوان آنان را با افراد جوان، تحصيلكرده، پرشور و با انگيزههاى انقلابى جايگزين كرد. امّا در همين كاروانها و در ميان همين مجموعه از زائران، افراد زيادى هم وجود دارند كه مىخواهند از حج، دريافت بيشتر و اسرار عميقتر به دست آورند. جلساتِ آموزشى حجاج، برنامههاى رسانههاى گروهى، نشريّات و جزوات و ... تا چه اندازه توانِ تغذيۀ فكرى آنان را دارد؟