119برخورد با حجاج غير ايرانى بعنوان يادگارى مىدهند و دلى را به تصرّف خويش درمىآورند و به ايران و انقلاب اسلامى خوشبين مىسازند. خودم ديدم كسانى را كه با دادنِ اسكناسهاى پانصد تومانى و هزار تومانى كه عكس حضرت امام «ره» را داشت، يا تمبرهايى را كه نقش آن اشغال لانۀ جاسوسى آمريكا در ايران يا انتفاضۀ فلسطين يا خالد اسلامبولى يا هفتۀ وحدت يا دفاع مقدّس بود، هديه داده، مسلمانان كشورهاى ديگر را جذب مىكردند. خدا خيرشان دهد. اينها، با اين صفا و خلوص و ايثارشان، عملاً مبلّغ اسلام ناب و آرمانهاى امام امّت و پيامرسان خون شهدا و انقلاب اسلامى ايرانند، مايۀ عزّت و آبروى پيروان اهل بيتاند. شيرينى اين صحنهها، تلخى آن حركات سبك را مىزدايد. ولى ... آيا نمىشود اين سفر، همهاش شيرين و زيبا باشد و آبرو بيافريند؟ ... چرا، مىشود!
از «هست» تا «بايد»
اين، نسبت به بعد داخلى وخودى حج وتأثير آن و قوّت و ضعف رفتارها، بُعد سياسى و بينالمللى حج نيز، قابل توجّه و دقت است.
آرمانهاى والاى «حج ابراهيمى»، قابل تحقّق در اين سفر است، ولى برنامهريزى و استفادۀ خوب و بجا از زائران و نيروهاى اجرايى لازم است. آيا هر كس در هر جا كه شايسته است، به كار گرفته مىشود؟ آيا به ميزان مخارجى كه انجام مىگيرد، ثمره به دست مىآيد؟ آيا